یکشنبه 29 تیر1393
نقاب

سرخوشانـــــه می خندم 
شوخـــی می کنم
و تو نمیــــدانی
چقدر سخت اســــتــــ
احساس خفگی کردن  
پشـــتـــــ این نقـــــــابِــــ لعنتــی . . . !

 

پ.ن:گفتی گر صبر کنی ز سردی گرما سازم 
و من تمام سردی هایت را ب حساب رمضان گذاشتم
خیره ب روز بعد از عید فطر!(فقط خودم میفمم ک چی گفتم )

+ نوشته شده در 13:27 توسط mis-f
شنبه 21 تیر1393
یکطرفه


من نمی شمارم

این "دوستتــــــــ دارم" گفتن های یکـــــ طرفه را

چیزی به من بدهــــــکار نیستی

سکوتتــــــ را هم دوستـــــــ دارم . . . !

 

 

پ.ن:شاید برای من هم اتفاق بیوفتد..
19تیر93 ترم اول ارشد مدیریت فناوری اطلاعات
ساعت8شب قبل از افطار
باز کردن روزه با کتاب در آمادگاه

+ نوشته شده در 12:44 توسط mis-f
دوشنبه 9 تیر1393
بهانه


هـــزار دلــــیـل هــــم  اگــــر بــــرای ِ "رفــتـن" داری 


بـه بــــهـانـه ای بــــــــمـان


کــه مـن ، تــشنـه ی هــــمـان بـــهانـه ام . . .!

+ نوشته شده در 12:59 توسط mis-f
سه شنبه 3 تیر1393
حلال کن

اگر ندیدمتــــــ
حلال کن

بوسه هایی را
که هرشبـــــ از گونه هایتـــــ میچیدم

در خیالـــــم . . . !

+ نوشته شده در 19:8 توسط mis-f
یکشنبه 25 خرداد1393

 خودمان را با کلمــــه " تا قسمتــــــ چه باشد "! گول می زنیم

قسمتـــــــ


" اراده ی منو توستــــــــ " . . . !

 

پ.ن:24خرداد93 ساعت 8 شب(برو ک حوشبخت شی گلم)

 

 

+ نوشته شده در 10:45 توسط mis-f
سه شنبه 20 خرداد1393
خیانت تا ب کی


چه روزهايی بود

روزهایی كه تـــــو به من خيانت ميكردی

و من حتی به خاطراتمان هم وفادار بـــــــودم . . . !

+ نوشته شده در 11:34 توسط mis-f
چهارشنبه 14 خرداد1393
یادآوری

بغض داری؟
آروم نـیستی؟
دلتـــــــ بـــراش تـنگــــــ شده!
حــــوصله هـیـچـکسو نــــداری؟!
حالا
یــاد لحظه ای بیفتــــــ کـه
اون هــمه ی بی قــــراری هــای تــــو رو دیــــــد


امـــــــا

چـشمـاشـو بستـــــ و هیچی نگفتـــــ . . . !

+ نوشته شده در 12:53 توسط mis-f
یکشنبه 4 خرداد1393
وقتی قرار است...

 وقتی قرار استـــــــ نباشی

یعنی نیستی
یعنی تمام
فراموش شدی به همین راحتی
پس به دردهای من سرک نکش
دیگر چیزی برای تـــــــو در چنته ندارم
همه را به باد بخشیدم
قلم از تــــــو نوشتن را شکستم
دیگر از تــــــــــو نمینویسم
دیگر نه میخوانمتــــــ ، نه میخواهمتـــــ
حالا بـــــــرو
به همان راهی که میخواندتـــــ با عشق
برو بگذار باد بیاید و همین ته مانده ی بودنتــــــ را هم با خود ببرد
وقتی قرار است نباشی
یعنی نیستی . . . !

+ نوشته شده در 10:59 توسط mis-f
دوشنبه 29 اردیبهشت1393
اردیبهشتی
نمی خوام از اردیبهشت بگم

اما

انگار که قلم با من قهر کرده، برام سخت شده نوشتن

چند بار این صفحه را باز کردم وننوشته بستم

شاید دیگه نباید بنویسم.. باید بگذرم..

باید یه روز اردیبهشتی باشه ، روزی که نباید نوشت دیگه برای همیشه!

شایدباید بشینم و نگاه کنم به دوردستهایی که گذشته اند

به دودی که نمیدونم از کجا بلند شده و به من علامت میده

به روزهایی که خیلی گذشته و من فقط گاهی که گذارم به اینجا میرسه و حس خوندنی باشه به یاد میارمشون و مثل یه غریبه از خوندشون میرم به همون دنیای نویسنده و یادم میره که این منم "تربچه ی چونه ی هسته هلویی ِ تو"

برای نوشتن دیگه ذهنم یاری نمیکنه

همین چند خط چقدر طول کشید

تو یه روز اردیبهشتی به دنیا نیومدم، اما تو یه روز اردیبهشتی باید برم!

اون روز اما شاید امروز نباشه

چون روز تولدت نمیخام مسافر باشم..

 

پ.ن:چه اسفندها دود کردم برای تو که خودت و آغوشت اردیبهشتی است..

تولدت مبارک عشق ِ نافرجام ِ من 93/2/29 ..

 

+ نوشته شده در 11:52 توسط mis-f
پنجشنبه 18 اردیبهشت1393
ساقی


می نوشند و می گویند:


" برود آن جا که غـــــــم نباشد  "


می بینی 


همه آغوش تـــــــو را بلدند . . . !

+ نوشته شده در 0:14 توسط mis-f